حاج غلامرضا آگاه

منوجان
۲ خرداد ۱۳۹۷
سید حسین مرعشی
۳ خرداد ۱۳۹۷

حاج غلامرضا آگاه

به سال ۱۲۸۰ در مشهد و در یک خانواده شعرباف ـ که بعدها به امر بازرگانی روی آوردند ـ به دنیا آمد . جوانی را در یزد گذراند. تا ۱۶ سالگی در آن دیار باقی ماند و به تحصیل پرداخت، سپس به دنبال دائی خود به نام « محمد علی بخشعلی یا آقا محمد علی » راهی رفسنجان شد . شایان ذکر است که در آن زمان، رفسنجان به دلیل کشتزارهای پنبه و تولیداتی چون روناس، از جاذبه های تجاری به شمار می‌رفت، آقا محمدعلی نیز که این موقعیت را دریافته بود به رفسنجان مهاجرت کرد، ابتدا با خرید و فروش پنبه و سایر محصولات کشاورزی و به تدریج با خرید و فروش املاک و زمین های کشاورزی از خوانین ور شکسته، صاحب مال و ثروت فراوان شد و در شمار نام آوران تولیدی و اقتصادی و تجاری این شهر درآمد.

غلامرضا آگاه ۱۰ سال بعد از فوت محمدعلی به رفسنجان آمد و با دختر محمد علی بخشعلی ازدواج کرد اگر چه سرمایه‌ی به جا مانده از آقا محمدعلی برای آگاه جوان ، فرصت مغتنمی بود، اما او پیش از آنکه به امر اخیر بیاندیشد، به عنایت خداوندی فکر می کرد، هر چند که در این راه ، عزم و اراده ای راسخ را نیز به میدان آورده بود . آگاه با برداشت محصولاتی چون پنبه و روناس و دانه های روغنی و فروش آنها در بازارهای داخلی و خارجی، کم کم پایگاه تجاری استواری به دست آورد و صاحب ثروت بیشتر شد.

این بازرگان و کارآفرین به تدریج بر دامنه پسته کاری رفسنجان افزود و دید که چگونه هر روز افرادی و خانواده هایی از دامان فقر بیرون آمده و در بستر رفاه و آسایش و بی نیازی مالی قرار می‌گیرند. به این ترتیب و با برنامه ریزی، عملاً از حدود سال ۱۳۲۸ خورشیدی، املاک همسرش را به گونه‌ای مورد بهره برداری قرار داد که دیگر سیستم ارباب و رعیتی بر آن سایه گستر نباشد، او اراضی را به صورت باغ های پسته در آورد و در دراز مدت، بهره افزون آن را مشاهده کرد. در همین رهگذر بود که بسیاری از کارگران منطقه به سوی او جذب شدند، آن گونه که فردوسیه ـ محل کشت و کار او ـ صاحب بیشترین جمعیت منطقه شد.

مرحوم آگاه، هر جا زمینه ای برای کارآفرینی و گردش چرخ های اقتصاد و رونق تجارت می یافت حضور پیدا می کرد،از پیوند زدن درختان بنه جبال بارز و ایجاد پسته زار گرفته تا شرکت در واحد ریسندگی و  رنگرزی « اخیراً در کرمان شرکتی به نام شرکت پشمینه جات برای ریسندگی و بافندگی و ماشین اطو و تکمیل پشم و کرک تشکیل گردید.

آگاه برای معرفی تولیدات صنعتی و کشاورزی کرمان، راه هایی را دنبال کرد که تا آن زمان تازگی داشت و کسی آن را بدان گونه نپیموده بود. او اولین بازرگانی بود که نه تنها پسته رفسنجان را برای معرفی به بازارهای مختلف جهانی فرستاد،بلکه در سال ۱۳۱۴ خورشیدی برای تبلیغ پسته به اروپا رفت مقداری از آن را برای چرچیل و هیلتر نیز ارسال کرد.آنچه برای این بازرگان کرمانی مهم به شمار می‌رفت،معرفی کردن تولیدات و آشنا کردن مردم جهان با محصول پسته و ایجاد رونق اقتصادی بود، که در این رهگذر توفیق داشت و با تلاش های او و دنبال کردن راه آگاه،به وسیله دیگر بازرگانان دل آگاه، پسته رفسنجان به جایگاهی رسید که آنها می خواستند. در زمینه صنعت،شادروان آگاه بر این باور بود که میزان سرمایه گذاری در تولید به ازاء هر نفر، زمینه ساز تمدن است . با این اندیشه، هر جا زمینه‌ای برای جلب و جذب سرمایه گذار وجود داشت ـ غلامرضا مرشد زاده که بعدها آگاه گرفت ـ حاضر می‌شد.مرحوم آگاه می دانست سعادت و خوشبختی و برخورداری از مال و ثروت در جامعه ای که چهره ها رنگ ماتم و اندوه دارند و گرسنگی و تهیدستی در هر کوی و برزن قابل مشاهده و تعریف است، معنا نداد لذا از هر موقعیتی برای کارآفرینی و خودکفایی دیگران بهره می‌جست.

شادروان غلامرضا طبع خوشی در شعر داشت و سروده های نیز از خود بر جای گذاشت. سرانجام مردی که « مرشد » گونه به راه زندگی گام نهاد و کوچه پس کوچه‌های حیات را « آگاهانه » پیمود و در معبر تلاش و همت و حمیت او جمع کثیری از واجب الزکاتی به واجب الحجی رسیدند،در سال ۱۳۶۷ دیده از جهان فرو بست و در بهشت زهرای تهران چهره در نقاب خاک فرو برد،همان خاکی که از آن طلای سبز به دست اورد و سبزاندیشی را به نسل های پس از خود هدیه کرد.